تبليغاتX
گوشه تنهایی من
میخوام حرفایی که نمیتونم بگم اینجا فریاد بزنم

یه مدتیه که این سوال برام مطرح شده: مهر مادری چه شکلیه و چه رنگیه؟ به نظر خودم یه صورتی پرنوره.ترکیبی از یه ابر و یه لحافه.

به نظر شما مهر مادری چه شکلیه؟ چه رنگیه؟

نوشته شده توسط نازلی در ساعت 23:28 | لینک  | 

خیلی وقت ها از خودم پرسیدم چی شد که ایران زمین به این روز افتاد؟ چرا پارس این طوری شد؟ چرا اون مردم شریف به این وضع دچار شدن؟ چرا این قدر عقب افتادیم؟ و کلی چرای مثل این. ولی امروز بر اثر یه اتفاق ساده جواب سوالم رو پیدا کردم. دلیلش اینه که ما ایرانی های جدید آدم های مسءولی نیستیم و سعی نمیکنیم که کارامون رو درست انجام بدیم بلکه فقط سر هم بندی میکنیم و بی توجه ایم. احساس مسئولیت نداریم و فقط خودمون مهمیم.بازده ساعات اداری در ایران نزدیک صفره و این عث شده که به وضع الانمون دچار بشیم. هیشکی کارش رو درست انجام نمیده و فقط به فکر رفع تکلیفه. و زمان تنها چیزیه که ارزش نداره. خیلی برای خودمون متاسفم
نوشته شده توسط نازلی در ساعت 10:29 | لینک  | 

خوشحالم که اومدم و خوشحالم که این بلاگفا منو به خاطر داشت. بازم میام  و این دفعه یه دل سیر حرف میزنم. خدایا مرسی به خاطر همه چیز

 

نوشته شده توسط نازلی در ساعت 23:26 | لینک 

امروز صبح که میخواستم رو برگه امتحانی ام تاریخ بزنم دیدم ۱۷ اسفنده. یعنی بهار این قدر زوداومد و من باخبر نشدم؟ یعنی این قدر روزمره شدم که صدای پای بهار رو نشنوم؟ یکی از دوستام میگه چراهمیشه عجله داری و همیشه عصبانی هستی و خسته؟ و من جوابی ندارم که بهش بدم.  برا خودم خیلی عجیبه که چرا این طوری شدم. منی که از اول اسفند روز شماری میکردم که عید بیاد الان از اومدنش بی خبر ام. صدای پاش رو نمیشنوم. صدای پرنده ها رو نمیشنوم.  خودم رو یه نیشگون میگیرم بلکه بلکه از خواب بیدار بشم.  من هنوز خوابم یا بیدار؟؟؟
نوشته شده توسط نازلی در ساعت 12:52 | لینک  | 

این قدر عصبانی ام که می خوام هر چی بد وبیراست نثار همه عالم بکنم. دو سه ساعته تو اینترنت ام و به سایت کوفتی که لازم دارم نمی تونم وارد شم. افاضات می کنه مشترک گرامی دست رسی به این سایت امکان پذیر نیست. گند بزنن به هر چی انرژیه. آخه انرژی که باعث بشه عالم تو رومون وایستن و

هیچ غلطی نتونیم بکنیم و بنده چهارتا عرب ... بشیم چه فایده ای داره؟ ها؟ یکی به من بگه

نوشته شده توسط نازلی در ساعت 19:30 | لینک  | 

به خودم قول داده بودم وبلاگم و تموم خاطرات اون زمان ها و اون زنجموره ها و گریه و زاری ها رو فراموش کنم و دیگه این طرفا سر و کله ام پیدا نشه ولی نشد و باز اومدم. تا گوشه ای پیدا کنم و غصه هام و نگرانی هام رو بریزم بیرون. خوش اومدم.
نوشته شده توسط نازلی در ساعت 16:43 | لینک  | 

دیروزولادت حضرت معصومه بود  و جمهوری اسلامی این روز رو رو دختر اعلام کرددیگه جشن    و برنامه و ...

گفتیم یاللعجب چه خبره؟ در هر حال خوبه که ما هم یه روز برای خودومن داریم حالا ولی کاش به جای روز تولد یه عرب( حالا هرکی باشه حضرت و غبر حضرت فرق نمیکنه) روز تولد یه ایرانی رو به عنوان روز دختر انتخاب می کردن. باشه ما به اینم راضی هستیم.

به تمام دختران ایران:

تصمیم گرفتم وبلاگ رو به صورت یه گاه شمار از زندگی روزمره در بیارم. این جوری هم تجربه های قشنگم رو شریک می شم و هم از مد دپرسی در میام.

شروع می کنم:

۴ شنبه اولین بارون پاییزی تهران بارید.شب ساعت ۱۱ بود که با صدای رعد و برق از جا پریدیم قطره های درشت بارون با شدت هرچه تمام تر به روی زمین میریخت و دل غبار گرفته زمین رو پاک میکرد سرما خوردگی ام تازه خوب شده بود و طبق گفته بخش سلیم عقل نباید بیرون میرفتم ولی من به حرفش گوش نکردم. کاپشنم رو برداشتم و زدم تو محوطه حرم سرای عثمانی( خوابگاه دختران دانشگاه تهران)

خیلی خیلی حال داد ولی دباره سرما خوردم.حلا با یه ماسک گنده نشستم    تو سایت و دارم مینویسم. یک عکس هم گرفتم که موند رو لپ تاپ ام اگه بشه شب آپلود می کنم.

نوشته شده توسط نازلی در ساعت 7:20 | لینک  | 

کودکم کاش میشد یه دکمه reset بود که با زدنش خاطرات رو پاک کرد. کاش میشد خاطره ها رو تو آتیش سوزوند و خاکسترشون رو به باد سپرد. ولی افسوس که نمیشه ............................
نوشته شده توسط نازلی در ساعت 19:33 | لینک  | 

بام سرم خورد به دیوار. این دفعه خیلی حواسم جمع بود. ولی نمی دونم  دیواره از کجا سبز شد. سرم درد اومد ولی عیب نداره بزرگ میشم.
نوشته شده توسط نازلی در ساعت 14:57 | لینک  | 

این ترم یه درس یک واحدی دارم که بیشتر از ۱۷ واحد دیگه برام استرس زا شده. تنها درسیه که باعث شده از دختر بودن خودم خجالت بکشم. اون قدر سر تراشکاری و برش کاری و اینا سوتی دادیم که ...

واقعا استرسیم میکنه. همه بهمون میخندن و میگن دخترا تو کارگاه کم میارن. کاش این پسرا قد نوک سوزن فهم داشتن.

نوشته شده توسط نازلی در ساعت 10:27 | لینک  |